آیا خود‌شناسی دشوار است؟ چرا؟

پاسخ صریح و مشخص است. بله دشوار است.

برای درک بهتر این موضوع، در ادامه چند دلیل موجه برای دشواری در خودشانسی ارائه می‌دهیم:

چرا خودشناسی دشوار است

 

۱. بیش‌تر کارهایی که انجام می‌دهیم، ناخودآگاه هستند
وقتی در مقدمه‌ی مطلب گفتم که ما در فراموش کردن خودمان سخت‌گیر هستیم، منظورم همین بود. این‌که مغز در هر لحظه از احساسات، نیات و رفتارهای ما هوشیار باشد، زحمت بسیار بیش‌تری را می‌طلبد؛ به عبارت دیگر، بودن در حالت نا‌خود‌آگاه بسیار آسان‌تر است و این همان کاری است که همه‌ی ما در نیمی از زندگی‌ خود انجام می‌دهیم.
۲. ما با انگیزه‌های اصلی خود هدایت می‌شویم
در ارتباط با اولین نکته، خواسته‌های اولیه‌‌ای که داریم به ما القا می‌کنند که راحت باشیم و احساس لذت کنیم. چیزی که برای خود‌شناسی نیز بسیار مهم است، توجه به این نکته است که ما از دیدن هرچیزی در ارتباط با خود، که به طور مبهمی ناپسند است، اجتناب می‌کنیم؛ در واقع، ترجیح می‌دهیم اصلا با آن موضوع مواجه نشویم.
آرزوها و احساساتی در ناخودآگاه ما وجود دارند که دیدگاهی را که درباره‌ی خودمان داریم، به چالش می‌کشند؛ برای مثال، اگر خیلی دقیق بنگریم، ممکن است متوجه شویم که در مشاغل یا روابطی هستیم که برای ما نامناسب‌اند.
۳. ما برای درون‌‌کاوی ارزش قائل نیستیم
در فرهنگ ما همه‌ی افراد بیش از خودشناسی و درون‌بینی، به موفقیت و پیشرفت علاقه‌مند هستند. در حقیقت، موفقیت مستلزم درون‌نگری است، اما اغلب افراد بدون درون‌نگری و از راه‌های دیگری موفقیت را کسب می‌کنند. این‌گونه است که در نهایت افراد با وجود موفقیت‌هایشان، احساس «خالی شدن» می‌کنند. وقتی همیشه دلمان می‌خواهد پیشرفت کنیم، تهی شدن هرگز تحمل‌پذیر نیست.
۴. ما با افکارمان شناخته می‌شویم
ما با افکارمان شناخته می‌شویم، اما مسلما همه‌ی اعمال ما حاصل افکارمان نیستند؛ دقیق‌تر این‌که ما مجموع ذهن، بدن و احساسات خود هستیم.
اگر معتقد باشیم که فقط حاصل افکارمان هستیم، نمی‌توانیم به خود‌شناسی برسیم، زیرا  در این صورت فقط از روش بسیار محدودی برای شناخت استفاده می‌کنیم. تا زمانی‌ که فقط خود را بر اساس مشاهده کردن افکارمان بشناسیم یا تعریف کنیم، به‌راحتی به دیدگاه عمیق‌تری نخواهیم رسید و به مشکل برمی‌خوریم؛
هم‌چنین، وقتی بیش‌ازحد با افکارمان شناسایی می‌شویم، ارتباط موثر با دیگران دشوارتر می‌شود، زیرا نمی‌توانیم مدت طولانی از دیدگاه خود فاصله بگیریم تا دیدگاه‌های آن‌ها را ببینیم.

۵. ما در شناخت احساسات خود وسواس داریم
ما علاوه بر توجه بیش‌از‌حد به افکارمان، در مطالعه و شناخت احساسات خود نیز بسیار وسواس داریم! (این در صورتی است که ما آن‌ها را انکار نمی‌کنیم.)
اما احساسات ما بیش از آن‌چه فکر می‌کنیم، نیستند. افکار و احساسات سرنخ‌هایی را از طبیعت اساسی ما ارائه می‌دهند، اما تصویر کاملی را در اختیارمان نمی‌گذارند.
به این فکر کنید: «جهانی با افرادی که بر اساس احساساتشان عمل می‌کنند، کاملا مثل یک کابوس خواهد بود.» همان طور که دنیایی که فقط بر اساس تفکر منطقی ساخته شده‌است، کابوس است.
خود‌شناسی سبب می‌شود که شناخت درستی نسبت به احساسات خود داشته‌باشیم؛ یعنی وقتی بر اثر کمبود آب بدن، خستگی و خواب ارزیابی درستی از خودمان نداریم، متوجه شویم، بهتر عمل کنیم و حقایق را تحریف نکنیم.
گردآوری توسط تیم محتوای خانه متیس

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *