5 نامه برتر گاردین
این ۵ نامه جزو پرطرفدارترین نامههای بدون نام و نشانی مجموعه گاردین است.
نامه ای به مادر های خوش شانسی که مادرشان زنده است
امروز وقتی داشتم در مدرسه برای کاری کمک می کردم، شنیدم که چطور مادر یکی از شما، بچه هایش را از مدرسه برمی دارد. یکی دیگر از مادر ها گفت که تنها، چون مادرش امروز از فرزند خردسالش نگهداری می کند، او توانسته برای کمک به مدرسه بیاید. امروز صبح وقتی همه جمع شده بودیم، مادر دیگری همراه مادرش آمده بود و با هم پچ پچ می کردند. یکی دیگر از شما با مادرش زندگی می کند. یکی دیگر از شما، کمی قبل، نه خیلی وقت پیش، سفری دو نفره با مادرش رفته بود و همین اواخر فهمیدم یکی از شما برنامه ناهاری دلچسب داشته است؛ با کی؟ با مادرش.
یکی دیگر از مادران جمع از مادرش که خیلی حال خوشی ندارد، مراقبت می کند. بقیه، اما دلتنگ مادرشان هستند، چرا که دور از آن ها زندگی می کنند. چنین موقعیت هایی ناراحت کننده اند، اما می دانید موضوع چیست؟ مادران آن ها به هر حال زنده اند. آیا هیچ تصوری از میزان خوشبختی خودتان دارید؟ احتمالا برای شما خیلی معمولی است، نه؟ من از مادرم خواستم که مراقب بچه ها باشد، مامان من از صرف وقت با نوه هایش لذت می برد، مامان من برای اولین بار نوزاد را نگه داشت…
من سابق بر این عادت داشتم در گفت و گوهایم داستان هایی از مادرم را تعریف کنم؛ مادر زیبا، بامزه، فعال، قوی و فوق العاده ام. اما بعد ساکت شدم. صحبت کردن درباره مادر با فعل هایی در زمان گذشته، دردناک است، از توان من خارج است و این که حالا فکر می کنم شنیدن داستان هایی بامزه از مادرم چقدر می تواند برای دیگر مادران بدون مادر دردناک باشد.
در همین نامه هم بار ها کلمه مادر تکرار شد. برای این که این زنان بخش بزرگی از زندگی بسکمک از ما هستند. شکافی که بعد از فوت مادر شما ایجاد می شود، شکافی عمیق است. این روز ها من زندگی ام را به دو بخش تقسیم می کنم؛ بخشی که مادر داشتم و همه چیز در آن خوب بود (حتی وقتی اتفاقاتی که به تصور من بد بودند، روی می داد) و بخش دوم، زندگی من بدون او و هر چند تلاش می کنم که به خاطر او مثبت زندگی کنم، ناراحتی و غصه باز همراه همیشگی ام هستند.
خطاب به شما مادران می گویم، اگر این نامه را می خوانید و امکان سر زدن به مادرتان یا تلفن زدن به او را دارید، انجامش دهید و به شمایی که امکان انجام این کار ها را ندارید، چه بگویم؟ من این جا در سکوت در کنار شما هستم.
یکی از 5 نامه ی برتر گاردین:
نامهای به دختر نوجوانم که از من متنفر است
این نامه یکی از پرخوانندههای سایت گاردین بوده است شاید، چون متلاطم شدن رابطه با فرزندان نوجوان تجربهای همگانی است.
دختر عزیزم، گفتی که از من متنفری و آن را با نهایت تلخی که از توان یک دختر ۱۳ ساله برمیآید، بیان کردی.
چشمهایت را بستی و تمام نفرتی را که در اعماق وجودت میشناختی تقدیم من کردی.
آن را به سمتم پرت کردی، به صورتم کوبیدی، فریادش زدی و با هقهق بیانش کردی.
هر جملهای که به تو گفتم موشکافی شد، تحریف شد، عوض شد و در نهایت به بدترین شکل ممکن تعبیر شد.
همه تلاشها برای تماس با تو، حرکت به طرف تو، در آغوش کشیدنت، بوسیدن، نوازش کردن، همه و همه را پس زدی.
تو خودت را کنار کشیدی و از من فرار کردی. تو از صحبت با من اجتناب و همزمان من را متهم میکنی که تو را درک نمیکنم.
بله، من خیلی کم میدانم؛ اما میخواهم بیشتر بدانم. من مرتکب خطا میشوم، اما همه تلاشم را برای تصحیح آن میکنم، آخر از آن جا که تو تنها فرزند نوجوان من هستی، من به عنوان مادر یک نوجوان بسیار کم تجربهام.
این روزها برای اولین بار در عمرم احساس میکنم که نمیدانم در حال انجام چه کاری هستم؛ تنها تقلا میکنم.
در این مدت ساعات و روزهایی بوده که دوست نداشتم هیچ کاری با تو داشته باشم، بس که رفتار تو زشت و آزاردهنده بود.
من این شخصی را که چنین تند و بیمحابا آزار میدهد نمیشناسم، کسی که انگار تصور میکند کلمات هیچ اثری به جا نمیگذارند.
شاید هم، چون به خوبی میدانی کلمات چه تاثیری دارند، اینطور صحبت میکنی. هرچند واقعا نمیدانم چرا تو تا این حد در پی آزار دادن من هستی.
من طی سه سال گذشته، در طول سختترین سالها از تو حمایت کردهام و حالا تو این طور …
این روزها به خودم میگویم این عشق است که عمیقتر از جراحتها و آسیبها باقی میماند.
این عشق است که واقعیت دارد و برای همین وقتی تو خوابی، بیصدا وارد اتاقت میشوم و به صورت بیعیب و نقص تو خیره میشوم، صورتی که بالاخره آرامش پیدا کرده
بعد آرام موهای تو را به شکلی که بیدار نشوی، نوازش میکنم تا بتوانم توان و عزم دوباره تکرار کردن این مسیر برای فردا را پیدا کنم.
از آن جایی که من از تو دست نمیکشم، من باز هم به تو عشق، حمایت، آغوش و زمان خواهم داد؛ هر روز و هر روز.

